رضا قارزی

مدیریت کاربری

نام کاربری :

کلمه عبور :

کد امنیتی :

ثبت نام - بازیابی گذرواژه

امامـت

 

بسمه تعالی

امامـت

یکی دیگر از اصول دین ما امامت است: توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد، امامت یعنی ما معتقد هستیم که بعداز پیغمبر صلی الله علیه و آله دوازده نفر وصی آن بزرگوار هستند که هر یک وظایفی داشتند، حاکم، نگهبان دین و مفسر وحی بودند، اسلام واقعی هم به زبان ائمه اطهار تفسیر شده است و اهل تسنن ندارند.

در صلوات شعبانیه مقداری از مقامات ائمه اطهار الله علیهم بیان گردیده است بارالها صلوات را بر محمد و آل محمد بفرست آنها که :

شجره نبوت، موضع رسالت، مختلف الملائکه (آمد و شد ملائکه به خانه وحی بودند)، معدن علم بودند. امیرالمومنین، امام حسن علیه السلام ایی تا آخر همه معدن علم بودند، تمام علم در خانه محمد و آل محمد صلوات الله علیهم بود. الفلک الجاریه کشتیهای جاریه، یامن من رَکبَها هر کس سوار در این کشتیها شد از غرق شدن در امان است .

المتقدم لهم مارق، کسانی که از آنها پیش می رفتند مارق از دین خارج شده و کسانی که از آنها عقب بیفتد نابود گردد و المتأخر عنهم زاهق، واللّازم لَکُم لاحِق هر کس همراه آنان باشد به آنها ملحق خواهد شد.

کسانی که در زندگی بیچاره شده اند پناهشان محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است و عصمت معتصمین نگهبان عصمت آنهایند که می خواهند خود را حفظ کنند، خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین درود بسیار که آن درود موجب خشنودی آنها باشد و ادای حق آنها بر ما شود .

آنها که پاکان بودند و نیکوکاران، اخیار بودند واخیار هستند حق آنها را بر ما واجب کرده که از اهل بیت صلوات الله علیهم اطاعت کنیم ما تمام زندگیمان باید طبق موازینی باشد که محمد و آل محمد گفته است... خدایا پیامبر را برای من شفیع مقبول الشفاعه قرار ده و طریق مستقیم همواره بسوی خود گردان و مرا پیرو آن بزرگوار ساز تا روزی که به لقاء تو برسم تا اینکه روز قیامت را ملاقات کنم در حالی که از من راضی هستی.

الشفاعه قرار ده و طریق مستقیم همواره بسوی خود گردان و مرا پیرو آن بزرگوار ساز تا روزی که به لقاء تو برسم تا اینکه روز قیامت را ملاقات کنم در حالی که از من راضی هستی.

 

امامت امتداد راه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است .

حقیقت وجود حضرت ولی عصر(عج) مثل خورشید روشن است، خورشید پشت ابر و حقیقتی است انکارناپذیر. ایشان در گرفتاریها آمده و به داد شیعیان رسیده است و گاهی افرادی از طرف ایشان برای کمک آمده اند ما مسلمانها تنها نیستیم، امام زمان بالای سرماست . بزرگترین قوت ما وجود نازنین حضرت ولی عصر(عج) است .

از اصلی ترین مطالب در مورد امام زمان(عج) اعتقاد به آمدنشان انتظار فرج و دعا برای فرجشان است . بار پروردگارا انقلاب اسلامی ما را به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر متصل بفرما، ما را از اعوان و انصارش قرار بده، اسلام و مسلمین را نصرت عنایت بفرما، مقام رهبر عظیم الشأن عالی است متعالی تر بفرما، امروز تمام کفر در مقابل تمام اسلام ایستاده، باید مسلمانان کاری بکنند که در جهان سر بلند باشند .

 

پیرامون ولایت فقیه و حکومت اسلامی :

«اعوذبالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم و له الحمد و صلی الله علی محمد و آله،  (سوره نساء/آیه59) تمام مناصب امام معصوم(ع) به جز مقام عصمت و ... به ولی فقیه تفویض شده به نص آیه فوق و توجیه امام معصوم علیه السلام و به تأکید روایات، مرجعیت و حاکمیت در زمان غیبت مانند تصرف در بیت المال، قضاوت، اقامه نماز جمعه از آن جمله جهاد و جنگ در راه خداست و مرحوم امام راحل رضوان الله تعالی علیه نماز جمعه را رواج دادند و این جهاد رمز قدرت و عزت مسلمانان و به تعبیر بهتر دریچه بهشت است که به دست ولی فقیه به روی امّت باز می شود .

 

شبهه اینکه در گذشته فقها عظام شیعه چرا اقدام نمی کردند، علتش ظاهراً این بود که سلاطین جور مثل پهلوی ها و ... مانع اجرای این چنین احکام فقیه می شدند اما امروزه به حمدالله و المنّه چنین موانعی وجود ندارد»

[تألیف کتاب شهید و برترین آنان ... در حمایت از دین و ولایت(در زمان طاغوت و در اوج مبارزات انقلاب، پاییز 57) ] معظم له در مقدمه کتابشان چنین می آورند:

«...آنروزهای زمان طاغوت، یگانه راه مبارزه جهت مبانی مذهب و عقائد اسلامی همان هیئت های مذهبی بود ... در این مواقع انقلاب به رهبری قائد اعظم حضرت آیت الله العظمی امام الخمینی مد ظله العالی به اوج رسید و ... )

ملت ایران مانند قوم بنی اسرائیل نیستند که سروصدای فرعون و فرعونیان اینها را تحت تأثیر قرار بدهد،ما صدها موسی داریم که وقتی موسی اضطراب قوم را دید فرمود ناراحت نباشيد، ان الله مع نا، که در اینجا خطاب شد که یا موسی عصا را به دریا بزن ، ما صدها موسی داریم که در رأس همه آنها حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مدظله العالی است از همه اینها گذشته حضرت ولی عصر(عج) با مردم ایران است. ما هراس نداریم و به پیروزی امیدواریم . امروز باید ایران اسلامی شرق و غرب را به یوغ خود بکشد . تاریخ تکرار می شود الان هم مثل دوران حضرت امیرالمومنین علیه السلام است الان هم ولایت فقیه عادل وجود دارد ولی مردم به طرف معاویه می روند و عده کمی اطراف علی علیه السلام اند، معاویه صفتها ظاهرشان را درست می کنند ولی باطنشان خراب است دنبال هوی و هوس خودشان، دنیاپرستی، دنیا را ساخته اند و ... پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) همه مردم را مجبور به دین نمی کردند، علی است و معاویه همان معاویه

غرب امروز مصداق اصلی معاویه و معاویه صفت ها و می خواهند کاری بر علیه اسلام انجام دهند ولی هیچ غلطی نمی توانند انجام دهند . حفظ رهبر واجب است .

مقام رهبر خیلی بالاست. جامعه اسلامی به معنای حقیقی آن، دوران، امام زمان عجل الله تعالی درست می شود «تحقق خواهد یافت» . توقعم از علماء و مراجع دین است که مردم را بیدار کنند در کتاب جواهر امام علیه السلام می فرماید اگر کافر از مرزهای اسلام

تجاوز کند بر همه مسلمانان واجب است دفاع کنند و لو سنی باشد. مسلمان ها باید قیام کنند آمریکا دارد عزت اسلام را لگد مال می کند، امروز جهاد بر ما واجب است آماده

باشیم نشینیم، بروید از رهبر حکم جهاد بگیرید، باید پشت سر رهبرمان حرکت کنیم، ما به یاری خدا قدرت داریم، کفار(آمریکا و ...) را از کشورهای اسلامی بیرون می کنیم. ما مسلمانها تنها نیستیم، امام زمان بالای سرماست . اینها می خواهند اسم محمدصلی الله

علیه و آله را از بین ببرند، اگر مسامحه کنیم، بر پیرزنها هم واجب است از اسلام دفاع کنند. «»(سوره انفال/آیات 59 و 60)   ترجمه:« هرچه می توانید نیرو بر علیه آنها آماده کنید، از اسبان ورزیده که می ترسانید دشمن خدا و دشمن خویش را .» «اینها پیشرفته نیستند چه به هرجا برسند، حق و اهل حق را عاجز نمی کنند ». ، «ترجمه :«کسانی که کافر شدند از اهل کتاب (یهود و نصاری) و مشرکان آنها هستند که در آتش جهنم اند و آنان شر مخلوقات اند . » (سوره بینه/آیه 6)  می فرماید کفر است.

امام علی(علیه السلام) می فرماید : «اگر کافر از مرز اسلام تجاوز کند بر همه مسلمانانها واجب است دفاع کنند ولو آن(مسلمان) سنی باشد» . پس جهاد بر من واجب است بر شما واجب است .

آمادگی داشته باشیم اگر رهبر ما حکم جهاد بدهد، انشاء الله به کمک امامان، رهبرمان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای حرکت کنیم و نام آمریکا را برای همیشه دفن کنیم .[1]

 

 

تداوم هدایت[2]

امامان معصوم، تداوم بخش هدایت الهی

با بعثت پیامبر اسلام و نازل شدن قرآن، شریعت و دین خاتم به بشر ارائه شد و نیاز به وحی دیگر از میان رفت . در کتاب آسمانی پیامبر خاتم، آنچه برای هدایت بشر لازم است، آمده است و پیامبر اسلام به عنوان«خاتم پیامبران» معرفی شده است . سرانجام با وفات آن پیامبر پاک نهاد، باب وحی بسته شد و دیگر هیچ گاه فرشته وحی بر انسانی نازل نخواهد شد تا او را برای رساندن پیامی از جانب خدا برانگیزد.

پیامبر پیش از وفات خود، به امر خدا، حضرت علی(ع) را به جانشینی برگزید و بارها او را برای مسلمانان معرفی کرد و از آنان خواست با او بیعت کنند و قبول خلافتش را اعلام کنند و چنین نیز شد.

تعیین جانشین و آن هم علی ابن ابی طالب و فرزندانش(ع)، کاری ضروری و حیاتی بود؛ زیرا:

1-گرچه پیامبر با ارائه قرآن به عنوان کتاب و معجزه جاوید و حاوی همه دستورهای لازم برای هدایت انسان، نیاز به بعثت پیامبران را مرتفع ساخت، ولی قرآن کتابی است بس متعالی و دریایی است ژرف(ر.ک.نهج البلاغه خطبه 18) ž،جز پیامبر و پاکان نمی توانند به آن دست زنند[دست یابند] (واقعه/79) و تربیت یافتگان خاص مکتب وی کسی را به عمق آن راهی نیست و فهم همه پیام های آن و دریافت تفصیلی همه معارفش به تعلیم خاص الهی نیازمند است . پیامبر خود تربیت یافته خاص الهی بود و به تعلیم خداوند، حقیقت متعالی قرآن را دریافت و معلم، مبین و مفسر قرآن شد. (نحل/آيه44 و بقره/آيه151) گرچه پیامبر در طول دوران بعثت به تعلیم قرآن و بیان احکام و معارف آن پرداخت، ولی فرصت و شرایط، امکان نداد که همه احکام

قرآن را تبیین و به مردم ابلاغ کند. و از این رو، چاره ای نبود جز این که پاکان، شایستگان و امانتدارانی از جانب خداوند برگزیده شوند تا در طول زمان، مأمور تعلیم، تبیین و ابلاغ پیام ها، احکام و معارف قرآن گردند.

2- گرچه قرآن برای هدایت همه انسان ها نازل شده است و همگان می تواند با کسب شرایط لازم به محضرش مشرف شوند و از سفره گسترده اش بهره گیرند، ولی به علل مختلف در مواردی اختلاف برداشت پیش می آید و همان گونه که تاریخ نیز نشان داده است، این اختلاف ها سبب شکل گیری گروه هایی شده که به جان هم افتاده و به تکفیر یکدیگر پرداخته و با دست خود زمینه نابودی اسلام و جامعه اسلامی را فراهم ساخته اند . پیامبراکرم(ص) این آینده هولناک را به چشم دل می دید و برای جلوگیری از وقوع آن باید چاره ای می اندیشید و چاره ای جز این نبود که مفسّری معصوم، که نظرش معیار و میزان باشد، به جامعه معرفی کند تا همه در فهم قرآن به خصوص در موارد اختلاف به او رجوع کنند و همه مفسّران، تفسیر خویش را با این معیار همسان گردانند و راه سوءاستفاده را بر دشمنان سدّ کنند.

3- تشکیل حکومت برای اجرای احکام و ایجاد زمینه رشد و تعالی انسان ها لازم و حفظ آن واجب است . پیامبر(ص) پس از هجرت به مدینه این حکومت را بنیان نهاد و اینک پس از گذشت یک دهه از عمر حکومت، زمان ارتحال آن وجود مقدس فرا رسیده بود و حضرت می دید که حکومت نوپای اسلامی با چند مشکل روبه روست :

اول: کسانی بسیار بودند که به پیروی از جوّ عمومی و با مشاهده قدرت و شوکت مسلمانان، به خصوص پس از سال ششم هجری و بعد از فتح مکه در سال هشتم هجری،

اسلام آورده بودند، ولی ایمان به قلب آنان راه نیافته بود و آمادگی داشتند که با وزش هر بادی بلرزند و از اسلام روی برتابند و راه کفر و ارتداد در پیش گیرند.

دوم : گروهی نیز با توجه به شرایط، رنگ عوض کرده بودند و با اظهار اسلام در پی فرصت برای ریشه کن ساختن این آیین آسمانی بودند . اینان منافقانی بودند که زیر پوشش اسلام ظاهری برای رسیدن به آمال دنیایی خود می کوشیدند و برای آینده پس از پیامبر(ص) نقشه ها و برنامه ها داشتند. پیامبر بیشترین خطر را از این ناحیه می دید و آیات بسیاری از قرآن نیز در افشای نقشه ها و دسیسه های آنان نازل شده بود.

سوم: با توجه به اینکه در سال دهم هجری، اسلام همه شبه جزیر را فتح کرده و به صورت قدرتی در برابر دیگر قدرت های جهانی آن روز نمود یافته بود، طبیعی بود که از سوی آنان با خطر روبرو باشد . با توجه به موارد فوق و موارد مشابه، پیامبر(ص) یقین داشت که واگذاردن حکومت و تعیین نکردن جانشین به معنای رهاکردن حکومت بر لبه پرتگاه است و در آن صورت پس از وفات وی، حکومت به دست افراد ناشایسته و بی کفایت خواهد افتاد و هر آن ممکن است از میان رود و رنج های بیست و سه ساله اش تباه شود. بنابراین، چاره ای نبود جز این که شایسته ترین، عالم ترین، مدیرترین و مدبّرترین فرد را برای حکومت پس از خود تعیین کند و با استفاده از اختیار ولایتی- که خدا بدو داده بود و مردم نیز پذیرفته بودند- او را به جانشینی نصب کند و از مردم برایش بیعت گیرد . از این رو آن حضرت در حدیث معروف ثقلین، اهل بیت خود را به عنوان قرین، عِدل، مفسّر و مبیّن قرآن معرفی کرد و در روز هیجدهم ذی الحجّه سال دهم هجری در راه بازگشت از حج، در محل غدیرخم جانشینی آن امام را به همه مسلمانان اعلام نمود و از آنان بیعت گرفت.

 

ولایت فقیه ؛ استمرار امامت در دوران غیبت

از سال 329 هجری دوران غیبت کبری آغاز شد و حضور ملموس و مشهود امام معصوم در جامعه برای مدتی نامعین به تعویق افتاد . در دوران غیبت چند رویداد رخ می نمود که باید از جانب امامان معصوم تکلیف آن ها روشن می گشت :

1- همه مردم نمی توانند احکام دین را از منابع آن استخراج و بدان عمل کنند . بنابراین، در دوران غیبت، که دست مردم از دامان امام(ع) کوتاه است، برای فراگرفتن احکام دین باید به چه کسانی رجوع کنند؟

2- در گذر زمان مسائلی پیش می آید که در دوران حضور معصوم سابقه نداشته و حکم تفصیلی آن مشخص نشده است . تشخیص و استنباط حکم این مسائل بر عهده چه کسانی است؟

3- شیعیان برای حل اختلاف ها و نزاع های خود به چه کسانی رجوع کنند و چه کسانی حق قضاوت دارند؟

4- اگر شیعیان توانستند برای اجرای دین، حکومت تأسیس کنند و نظامی بنیان گذارند، چه کسانی باید رهبری این حکومت و نظام را برعهده گیرد؟

مورد اول و سوم در دوران امامان(ع) نیز رخ نمود، به خصوص از زمان امام باقر(ع) به بعد که هم شیعیان قوت گرفتند و شمارشان گسترش یافت و هم فقه شیعه شکل گرفت . با توجه به پراکندگی شیعیان درکشور پهناور اسلامی، همه آنان نمی توانستند بی واسطه به محضر امام شرفیاب شوند و احکام و دستورهای عملی خود را بگیرند و از سوی دیگر منازعات خود را به محضرش آورند . از این رو، از همان زمان، امامان شیعه، عالمان و فقیهان را به اجتهاد فراخواندند و با ارائه اصول لازم، آنان را به کتاب خدا و روایات، که حکایتگر سخن و عمل معصومین بود، ارجاع دادند تا با کمک گرفتن از آن اصول ها و معیارها، احکام مسائل را از کتاب و سنت استخراج کنند و در اختیار شیعیان بگذارند .

در منازعات نیز شیعیان نیز موظف بودند به فقیهان شیعه رجوع کنند و فقیهان نیز از جانب امام وظیفه قضاوت داشتند.

مورد دوم نیز در حقیقت جزئی از همین تکلیف بود. در زمان امام نیز فقیهان و مجتهدان شیعه با کمک گرفتن از اصول و معیارهایی که امامان به آنان آموخته بودند، به کتاب خدا و روایات رجوع می کردند و احکام مسائل جدید را استنباط می کردند و در صورتی که آن مسأله  فرعی، از اصولِ القا شده نبود، حکم آن را از معصوم می پرسیدند. مسأله چهارم نیز از نگاه امامان دور نماند و با بیان دستورالعمل ها و تعیین اوصاف و شرایط والی و حاکم، تکلیف شیعیان را در این باره معلوم کردند؛ چنان که امام صادق(ع) می فرماید:

 بنگرید، آن کس از شما که راوی حدیث ما و صاحب نظر در حلال و حرام و به احکام ما آگاه باشد[فقیه و مجتهد جامع الشرایط] به حکومت او رضایت دهید. من او را بر شما حاکم قرار دادم و هرگاه به حکم ما حکم کند و شما ازاو نپذیرید، حکم خدا را خوار

شمرده اید. اگر او را رد کنید، ما را رد کرده اید، و رد کننده ما رد کننده خداست و رد خدا در حد شرک به خداست.(تهذیب الاحکام، شیخ طوسی ج 2 ص 218) همچنین، امام علی(ع) می فرماید:

هرگاه امام مسلمانان بمیرد یا کشته شود، بنابران قانون خدا بر آنان واجب است پیش از انتخاب امامی عفیف، عالم، پرهیزگار و دانا بر قضای اسلام و سنت معصومان، که امر مسلمانان را سامان دهد و میانشان حکم نماید و حق مظلوم را از ظالم بستاند و حفظ کند و اموال عمومی را گرد آورد و جمعه و جماعت و حج را اقامه کند و صدقه و زکات را

جمع آورد به هیچ عملی دست نزنند و گام از گام برندارند.(کتاب سلیم بن قیس ص 182، بحارالانوار، ج8 ص 555)

بنابراین بر مسلمانان لازم است هرگاه شرایط را برای اقامه حکومت اسلامی مناسب دیدند، نخست رهبری شایسته برگزینند و سپس تحت رهبری او برای اقامه حکومت اسلامی بکوشند؛ همچنان که مردم مسلمان ایران، نخست، رهبری شایسته چون امام خمینی(قدس سره) را برگزیدند و سپس تحت رهبری اش، حکومتی اسلامی بنیان نهادند و چون آن امام بزرگوار دار فانی را وداع گفت، پیش از هر کار، رهبری شایسته دیگری برگزیدند.

در دوران غیبت صغری یکی از اصحاب امام زمان(عج) به آن حضرت نامه ای نوشت و پرسید که در پیشامدها به چه کس رجوع کند . امام در پاسخ مرقوم فرمود :

در پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنانم . (کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق ج 2 ص 483)

در حکومت اسلامی، مردم موظفند به عالم، راوی حدیث و فقیه جامع الشرایط رجوع کنند و به رأی و دستور او، که برگرفته از کتاب خدا و سنت معصومان است، ارج نهند . امام صادق(ع) می فرماید:

ولایت اهل عدل از جانب خدا واجب شده و خداوند اراده کرده است که آنان والی باشند و مردم ولایتشان را بپذیرند و به اوامرشان تن در دهند . اطاعت از آنان واجب است و

کسانی که از سوی آنان به انجام کاری مأمور می شوند، حق سرپیچی ندارند . (دعائم الاسلام، قاضی نعمان، ج1، ص 572)

در روایاتی دیگر، معصومان(ع) ، عالمان و فقیهان و مجتهدان جامع الشرائط را به عنوان جانشینان خود، حاکمان بر مردم، وارثان انبیاء و ... معرفی کرده اند. از جمله، امام علی(ع) می فرماید : عالمان، بر مردم حاکمند. (غررالحکم و درر الکلم)

همچنین، امام حسین(ع) می فرماید: مجاری امور و احکام به دست عالمان و امینان بر حلال و حرام خداست. (تحف العقول، حرانی ص 237) امام عسگری (ع) نیز می فرماید: مردم باید از هر یک از فقها که خویشتندار، حافظ دین، مطیع امر خدا و مخالف هوای نفس باشد، پیروی کنند . (تفسیر منصوب به امام حسن عسگری در حاشیه تفسیر علی ابن ابراهیم ص 102 )

مجموع روایات بالا و روایات بسیار دیگر، که دراین باره نقل شده اند، بیانگر دو نکته توجه برانگیزند :

اول : این روایات عالمان شیعه را مخاطب می سازند که در دوران غیبت امام معصوم، آنان باید وظایف امامت و رهبری را بر عهده گیرند.

بدین سان، آنان هم باید با اجتهاد خود، احکام دین را در مسائلی که پیش می آید، بیان کنند، و هم برای تشکیل حکومت و اجرای احکام دین و ایجاد زمینه رشد و تکامل انسان ها قیام کنند و با تبلیغ و آگاه کردن مردم به لزوم تشکیل حکومت اسلامی، آنان را چون سربازانی برای اجرای اهداف الهی تربیت کنند.

دوم : این روایات، وظیفه مردم را نیز آشکار می سازند . امام(ع) به مردم خطاب می کنند که شما موظفید عالمان و شایستگان دینی را به رهبری بپذیرید، در مسائل دنیایی خویش بدانان رجوع کنید، زمام امور خود را بدانان بسپارید و تحت رهبری شان برای ایجاد حکومت قسط و عدل قیام کنید . رجوع به کسی جز اینان بر خلاف رضای خدا و موجب عقوبت اخری و دنیوی است.



1- گزیده ای از بیانات حضرت آیت الله فاطمی (دام ظله ) در باب امامت

1- کتاب معرفت دینی 23، ص 84- 91

{site_page_oprt}

این پرونده را به اشتراک بگزارید :

Facebook Twitter Google Digg Reddit LinkedIn StumbleUpon Email

یادداشت کاربران

درج یک یادداشت :

نام کاربر :
پست الکترونیکی :
وب :
یادداشت :
کد امنیتی :

آمار بازدید

تاریخ : 1397/04/31

امروز : 109

دیروز : 222

بیشترین بازدید : 3118

بازدید کل : 766502

Ipشما : 54.81.254.212

ایران اسلامی