رضا قارزی

مدیریت کاربری

نام کاربری :

کلمه عبور :

کد امنیتی :

ثبت نام - بازیابی گذرواژه

معـاد

بسمه تعالی

شناخت مفاهیم، مبانی، اصول، جریانات، مسائل و شبهات جدیداعتقادی، عملی، اخلاقی، عرفانی، سیاسی، فرهنگی،

اجتماعی، اقتصادی و دفاعی مورد نیاز جامعه از دیدگاه اسلام – قسمت ششم- تهیه مطالب : رضا قارزی

 

معـاد

یکی از اصول عقاید ما و یکی از پایه های زندگی ما، معاد می باشد ما یقین داریم که زندگی دنیا موقت است، گذرا و آزمایش است و ما زنده خواهیم شد . البته این یقین داشتن عارضی هم نیست، این را آیات قرآن می رساند، در قرآن کریم می فرماید:«خیال کردید، شما را عبث آفریده ایم و شما به سوی ما برگشت نمی کنید. » هواحسن الخالقین است، عادل، کار عبث نمی کند خدای تبارک و تعالی بالاتر از این است که انسان را پوچ و بی هدف قرار دهد، بالاتر از این است که زندگی بی هدف باشد، پادشاه به حق، بالاتر از این است که با آن آفرینش دقیق انسان را برای چند صباحی موقت و بی هدف آفریده باشد ... حساب است و بهشت و جهنم . تمام اینها روی علم است باید یقین پیدا کرد قرآن را بخوانیم مطلب را خواهیم دانست. در آیات دارد که شما دوباره زنده می شوید. کسانی که به آخرت ایمان ندارند در  عذابند، (فی عذاب) و در گمراهی آشکار، گمراهی بالاتر از این نیست که انسان با داشتن عقل زندگی را منحصر در این چند روز بداند .(مرگ فناشدن نیست بلکه عوض کردن است. عوض کردن خانه، از این خانه دنیا به خانه دیگري (آخرت) می رویم زندگی بی هدف نیست. چیزی که انسان را از این ناراحتی های زندگی که همیشه دامن گیر او بوده است، خلاص می کند اعتقاد به قیامت است. آنهایی که شهید شده اند و همچنین پیامبران به کلی معتقد به اجر و پاداش بوده اند . زندگی برای کسی که معتقد است و اهل اعتقاد است گوارا است با همه مشکلات و ناملایماتی که لازمه زندگی دنیاست. پس بااین تفاسیر کافر در عذاب است چون اعتقاد به قیامت ندارد. از آثار اعتقاد به قیامت، آرامش است.

ما تکلیف راانجام می دهیم . قرآن می گوید : همه چیزها و کارهایتان در خط بندگی خدا باشد، کسب، تجارت، خوردن، خوابیدن و .. انسان وقتی از حالات حیوانی خارج می شود

که در خط بندگی خدا حرکت کند، همه چیز او برای خدا باشد. تزکیه یعنی بنده خدا بودن این فرد رستگار می شود . می رود تا به خدا می رسد و بنده خدا می شود . وقتی

 

انسان از زندگی عادی گذر کرد فقط آن را به اندازه نیاز استفاده کرد آن وقت تازه به اصل زندگی وارد می شود و می فهمد زندگی چیست. متقی ها آنها که خدا را می پایند .

آنها در باغستانها هستند، بهشت دنیا قبل از بهشت موعود، متقّی ها حالات بهشت گونه دارند برای این آدم همه جا باغ است خانه، مسجد، بازار و ... او در بهشت است، وسعت یعنی در همه احوال، در تنگی نیست . داشتن نداشتن برای این آدم مساوی است و این توحید است . خداست که روزی را به هر که می خواهد زیاد می دهد و به هر که می خواهد کم می دهد.

آنچه مطلوب است، رحمت خداوند است، آن خدایی که رب السموات و الارض و مابینهما است خدایی که رحمتش همه جا را فراگرفته . روز قیامت کسی مالک خطاب نیست آن روز که روح و ملائکه صف می کشند و کسی حرفی ندارد، حرفی نمی زند، خطابی و کلامی نمی گوید جز بفرمان خداوند مگر کسانی که خداوند به آنها اذن صحبت دهد . این است روز حق . پناه بر خدا، روز موعود در پیش است و تردیدی نیست، پس هر کس می خواهد، به سوی خدا راهی پیدا کند و خود را مهیّا کند تا روی رفتن به سوی حق را داشته باشد، زندگی دنیا جز متاع فریب چیزی نیست و اصل آخرت و داخل شدن در بهشت . اگر انسان بخواهد فقط این جسم را اینجا(در این دنیا) نگه دارد و وسائل زندگی مادی را برایش فراهم بیاورد. این نقص است، اگر هدف ما این باشد بیچارگی و پستی است در صورتی که آخرت بهتر است یعنی آن زندگی بالاتر از این زندگی است . آن زندگی الهی که در بطن باید آن را پیدا کرد، آنچه در کتابهای آسمانی

تعریف شد.همین زندگی الهی است نه زندگی پست حیوانی، زندگی پست حیوانی آتش است .

تزکیه یعنی بنده خدا بودن، یعنی از حالات انسان(نفسانی)، درآمدن و وارد شدن در جرگه بندگی خدا مثال آن آیات اول سوره مومنون است، این فرد رستگار می شود تزکیه یعنی بنده خدا بودن، این فرد رستگار می شود می رود به خدا می رسد و بنده خدا می شود . راه نجات فقط بندگی خداست آن، انسان را نجات می دهد، همه چیز را به او دادن و

سپردن بنده خدا هر وقت الحمدالله رب العالمین، لا اله الا الله معتقد می شود و اول خود را خلع سلاح می کند و به خود می گوید من هیچم و هر چه هست اوست، اولین قدم، از بین بردن تکبر(کبر) است، امام زین العابدین علیه السلام می فرماید خداوندا من با آن همه عبادات در نزد تو از ذره هم کمترم . اگر این رویّه درست نشود ما هم درست نمی شویم و تا وقتی که شیوه ائمه علیه السلام را کنار بگذاریم و به آن عمل نکنیم درست نمی شویم . وقتی مردم به خوشگذرانی عادت کردند محکومند. راه نجات یافتن رهایی از کبراست که با عبادت و بندگی خدا کردن حاصل می گردد. حضرت اباعبدالله حسین علیه السلام می فرمایند : خداوند تبارک و تعالی دعوت به بندگی خدا می کند، کسی که بنده خدا شد، بنده غیرخدا نمی شود . بنده شهوت، بنده دنیا، بنده زن و ... حتی امام صادق علیه السلام بنده خدا، در حال طواف کعبه می فرمودند : الهی قا ِشح نفسی الهی مرا از بخل نفس نجات بده.

ترجمه آیات آیه 36 تا 40 سوره قیامت :.: آیا انسان گمان می کند بی هدف رها می شود؟ آیا او نطفه ای از منی که در رحم ریخته می شود نبود؟! سپس بصورت خون بسته درآمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت، و از او دو زوج مرد و زن آفرید! آیا چنین کسی قادر نیست که مردگان را زنده کند؟! (سوره حج/آيه7) ترجمه: واینکه رستاخیز آمدنی است و شکی در آن نیست؛ و خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند زنده می کند . (فاطر/آیه 9) «خداوند کسی است که بادها را فرستاد تا ابرهایی

را به حرکت در آورد . سپس ما این ابرها را به سوی زمین مرده ای راندیم و به وسیله آن زمین را پس از مردنش زنده می کنیم، رستاخیز نیز همین گونه است .

مسأله قیامت و معاد در قرآن کریم به شکل گسترده ای مطرح شده و به آن اهمیت فراوانی داده شده است . گذشته از آن قرآن پا به میدان استدلال و اثبات قیامت گذاشته و اشکالهای منکران معاد را پاسخ گفته است . اعتقاد به اصل معاد تحولی بس عظیم در ساختار اندیشه، روان و عمل آدمی به وجود می آورد و شعاع اندیشه انسان را از قلمرو طبیعت و مرزهای مادیت می رهاند . این تحول  و دگرگونی که زائیده آن باور به اعتقاد راستین است آثار گسترده ای در رشد و تکامل معنوی انسانها و در زندگی فردی و اجتماعی آنها به همراه خواهد آورد.

یکی از اصول دین ما معاد است . یعنی اینکه انسانها بعد از مرگ بر می گردند.(برای رسیدگی به اعمال). پایه اصلاح انسان یقین به آخرت است . آنها که در راه خدا هستند زندگی بهشتی(والهی) دارند، امروز غرب ایمان به آخرت ندارد و زندگی شان پوچ است آنها خودسر زندگی می کنند و تمام هدفشان دنیاست، ایمان به حقیقت ندارند، اینها زندگی جهنمی دارند و باطنشان تاریک است .

عالم شگفت انگیز خلقت، بیهوده نبوده و پس از انتقال از این جهان، با توجه به پرونده کارهایی که در این جهان انجام گشته و به نیکان پاداش و به تبه کاران کیفر داده خواهد شد . قرآن کریم در سوره مومنون آیه 115 می فرماید (آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما باز نمی گردید؟) اگر معاد نباشد دستگاه آفرینش لغو و بیهوده خواهد بود و خداوند بیهوده نمی آفریند . (امروزه اندیشمندان اعتراف دارند که گسترش بیماریهای روانی و بالارفتن آمار خودکشی در کشورهای صنعتی از مادی گرایی، پوچ گرایی، بی ایمانی و بالاخره از کاهش نفوذ مذهب سرچشمه می گیرد . )

بازگونمودن آیات معاد بهترین وسیله برای تشویق و تحریک روح سلحشوری و پایمردی در سربازان می باشد. در جنگ های اسلامی گاهی تلاوت چند آیه آنچنان سربازان مجاهد را آماده می ساخت که سرازپا نمی شناختند .

انسان باید بنگرد از چه آفریده شده تا هم خدای خود و هم بازگشت خویش را بشناسد که از قطره آبی ساختمان عجیبی تشکیل شده است به قدری که یک رگ، بدون حکمت و یک استخوان زیادی آفریده نشده است . لذا انسان می فهمد که آفریننده این بدن قدرتش بی نهایت است به قدری تواناست که از یک قطره آب در ظلمات رحم چنین انسانی(زن یا مرد) آفریده شده است . کسی که از قطره ای نطفه، این دستگاه عظیم را ایجاد کرده می تواند انسان را دوباره زنده کند . قرآن کریم در سوره قیامت آیه 4 می فرماید : آری قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب کنیم . [1]

 

پاداش و جزا مقتضای عدالت

عدالت، عبارت است از این که حق صاحبان استحقاق، بدون هیچگونه تبعیضی به آنان داده شود و اگر چنین نباشد بر خلاف عدالت است . خداوند در این جهان انسانها را به

نیکوکاری دعوت کرده است و مردم را به ایمان و نیکی ها خوانده است . برخی از انسانها این دعوت خداوند رامی پذیرند اما بعضی این دعوت الهی را نمی پذیرند و به ظلم و ستم و فساد و تباهی می پردازند . از سوی دیگر می بینیم در این دنیا نظام گسترده ای وجود ندارد که صد در صد نیکوکاران را پاداش دهد و بدکاران را به کیفرشان برساند . برخی از کارهای نیک توسط افراد انجام می شود و با به پایان رسیدن عمر آنان مجال و فرصتی برای پاداش آنها نمی ماند( مثل شهید در راه خدا) همچنین بسیاری از ظلم ها توسط  عده ای دیگر صورت می گیرد که باز مجال کافی برای کیفر نیست مقتضای عدل الهی این است که جهان دیگری وجود داشته باشد تا نیکوکاران

پاداش کارهای نیک خود را دریافت کنند و بدکاران به کیفر خود برسند . اگر چنین نباشد خلاف عدالت خداوند است .

ترجمه آیه 24 سوره ابراهیم : «گمان مبر که خدا از آنچه ظالمان انجام می دهند غافل است!( نه بلکه کیفر) آنها را برای روزی تأخیر انداخته است که چشمها در آن(به خاطر ترس و وحشت) از حرکت باز می ایستد .

مشرف می شود . ترجمه : هان ای نفس مطمئنه و با وقار- بسوی پروردگارت که تو از او خشنودی و او از تو خشنود است باز گرد و در زمره بندگان من در آی، و به بهشت من وارد شو( سوره الفجر/آیات 27-30)

این بهشت، بهشت سرتاسری است . روز قیامت هم چنین توصیف شده است . در آن روز هر کس وزنه هایش سنگین است او در زندگی رضایت بخش پسندیده است  و اما سبک وزنها که بهر بادی ثبات خود را از دست می دادند، بازگشت او دوزخ است  (قارعه/آیات 5 _11) آری کسی که در هر حال و در هر حادثه رجوع به پرودگارش نمود و با دید الهی با آن حادثه روبرو شد علاوه بر آرامشی که نصیبش می شود خود را در کنار خدا می بیند(عند رب) می شود، عند رب هم همیشه جنّت است با خدا مأنوس می شود. و به گفته امام صادق علیه السلام این چنین شخص مشمول آیه کریمه : (سوره قمر/آيه55) می گردد. تقوای حقیقی پائیدن مقام رب است ترجمه آیه چنین می شود: بی گمان آنها که خدا را می پایند و در هر حادثه به او رجوع می کنندبا خدا همواره انس دارند، همیشه در باغها هستند و در وسعت(پیغمبر(ص) ) فرمود نهر در اینجا به معنای وسعت است ) در منزلتی راستین نزد فرمانروای توانا، عند ملیک همان ملک

است با اضافه حرف یا که (کثره المبانی تدل علی کثره المعانی) اینست اندیشه متکیان بوحی، در این جهان بینی همه چیز زیباست که خود شرح مفصل دارد و گفتنی زیاد .

 

معادشناسی[2]

ترکیب انسان از روح و بدن (جسم مادی)

کسانی که به معارف اسلامی تا اندازه ای آشنایی دارند می دانند که در خلال بیانات کتاب و سنت، سخن روح و جسم یا نفس و بدن بسیار به میان می آید و یااینکه تصور جسم و بدن که به کمک حس درک می شود تا اندازه ای آسان است و تصور روح و نفس، خالی از ابهام و پیچیدگی نیست .

اهل بحث از متکلمین و فلاسفه شیعه و سنی در حقیقت «روح»، نظریات مختلفی دارند ولی تا اندازه ای مسلم است که روح و بدن در نظر اسلام دو واقعیت مخالف همدیگر می باشند . بدن به واسطه مرگ، خواص حیات را از دست می دهد و تدریجاً متلاشی می شود ولی روح نه اینگونه است بلکه حیات بالإصاله از آن روح است و تا روح به بدن متعلق است، بدن نیز از وی کسب حیات می کند و هنگامی که روح از بدن مفارقت نمود و علقه خود را برید(مرگ) بدن از کار می افتد و «روح» همچنان به حیات خود ادامه می دهد.

آنچه با تدبر در آیات قرآن کریم و بیانات ائمه اهل بیت(ع) به دست می آید این است که روح انسانی پدیده ای است غیرعادی که با پدیده بدن، یک نوع همبستگی و یگانگی دارد. خدای متعال در کتاب خودمی فرماید»(مومنون/آیه12- 14) یعنی : «تحقیقاً ما انسان را از خلاصه ای که از گل گرفته شده بود آفریدیم، سپس او را نطفه ای قرار دادیم درجایگاه آرامی، سپس نطفه را خونی بسته کردیم پس خون بسته

را گوشتی جویده شده کردیم، سپس گوشت جویده شده را استخوانهایی کردیم، پس استخوانها را گوشت پوشاندیم پس از آن او را آفریده دیگری بی سابقه قرار دادیم» .

از سیاق آیات روشن است که صدر آیات، آفرینش تدریجی مادی را وصف می کند و در ذیل که به پیدایش روح یا شعور و اراده اشاره می کند آفرینش دیگری را بیان می کند که با نوع آفرینش قبلی مغایر است .

و در جای دیگر در پاسخ استبعاد منکرین معاد به این مضمون که انسان پس از مرگ و متلاشی شدن بدن و گم شدن او در میان اجزای زمین چگونه آفرینش تازه ای پیدا کرده انسان نخستین می شود، می فرماید:«بگو فرشته مرگ، شما را از ابدانتان می گیرد پس از آن به سوی خدای خودتان بر می گردید؛ یعنی آنچه پس از مرگ متلاشی گشته و در میان اجزای زمین گم می شود، بدنهای شماست ولی خودتان(ارواح) به دست فرشته مرگ از بدنهایتان گرفته شده اید و پیش ما محفوظید» (سوره سجده/آیه 11)

گذشته از اینگونه آیات، قرآن کریم با بیانی جامع، مطلق روح را غیرمادی معرفی می کند؛ چنانکه می فرماید: «از تو حقیقت روح را می پرسند بگو روح از سنخ امر خدای من است» (سوره اسری/آيه85)

و در جای دیگر در معرفی امر خود می گوید : «امر خدا وقتی که چیزی را خواست این است و بس که بفرماید بشو، آن چیز بی توقف می شود و ملکوت هر شی ء همین است » (سوره یس/آیه83)

و مقتضای این آیات آن است که فرمان خدا در آفرینش اشیاء تدریجی نیست وتحت تسخیر زمان و مکان نمی باشد، پس روح که حقیقتی جز فرمان خداوند ندارد مادی نیست . و در وجود خاصیت مادیت را که تدریج و زمان و مکان است ندارد.

 

بحث در حقیقت«روح» از نظر دیگران

کنجکاوی عقلی نیز نظریه قرآن کریم را درباره روح، تایید می کند . هر یک از ما افراد انسان از خود حقیقتی را درک می نماید که از آن به «من» تعبیر می کند و این درک،

پیوسته در انسان موجود است، حتی گاهی سر و دست و پا و سایر اعضا حتی همه بدن خود را فراموش می کند ولی تا خود هست، خود«من» از درک او بیرون نمی رود

این(مشهود) چنانکه مشهود است قابل انقسام و تجزی نیست و با اینکه بدن انسان پیوسته در تغییر و تبدیل است و امکنه مختلف برای خود اتخاذ می کند و زمانهای گوناگون بر وی می گذرد، حقیقت نامبرده «من» ثابت است و در واقعیت خود تغییر و تبدیل نمی پذیرد و روشن است که اگر مادی بود خواص مادیت را که انقسام و تغییر زمان و مکان می باشد می پذیرفت .

آری بدن همه این خواص را می پذیرد و بواسطه ارتباط و تعلق روحی این خواص به روح نیز نسبت داده می شود ولی با کمترین توجهی برای انسان آفتابی می شود که این دم و آن دم و از اینجا و آنجا و این شکل و آن شکل و این سوی و آن سوی، همه از خواص بدن می باشد و روح از این خواص منزه است و هر یک از این پیرایه ها از راه بدن به وی می رسد.

نظیر این بیان در خاصه درک و شعور «علم» که از خواص «روح» است جاری می باشد و بدیهی است که اگر علم خاصه مادی بود به تبع ماده انقسام و تجزی و زمان و مکان را می پذیرفت .

البته این بحث عقلی دامنه دراز و پرسشها و پاسخهای بسیاری به دنبال خود دارد که از گنجایش این کتاب بیرون است و این مقدار از آن بحث در اینجا به عنوان اشاره گذاشته شد و برای استقصای بحث باید به کتب فلسفی اسلامی مراجعه نمود .

 

مرگ از نظر اسلام

در عین اینکه نظرسطحی، مرگ انسان را نابودی وی فرض می کند و زندگی انسان را تنها همین زندگی چند روزه که در میان زایش و درگذشت، محدود می باشد، می پندارد، اسلام مرگ را انتقال انسان از یک مرحله زندگی به مرحله دیگری تفسیر می نماید. به

نظر اسلام، انسان زندگانی جاویدانی دارد که پایانی برای آن نیست و مرگ که جدایی روح از بدن می باشد، وی را وارد مرحله دیگری از حیات می کند که کامروایی و ناکامی در آن بر پایه نیکوکاری و بدکاری در مرحله زندگی پیش از مرگ استوار می باشد.

پیغمبر اکرم(ص) می فرماید:«گمان مبرید که با مردن نابود می شوید بلکه از خانه ای به خانه دیگری منتقل می شوید» (بحار ج 3 ص 161 از اعتقادات صدوق)

 

برزخ

طبق آنچه از کتاب و سنت استفاده می شود انسان در فاصله میان مرگ و رستاخیز عمومی، یک زندگانی محدود و موقتی دارد که برزخ و واسطه میان حیات دنیا و حیات آخرت است . (بحار ج2 باب البرزخ)

انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتی که داشته و اعمال نیک و بدی که در این دنیا انجام داده مورد بازپرسی خصوصی قرار می گیرد و پس از محاسبه اجمالی، طبق نتیجه ای که گرفته شد به یک زندگی شیرین و گوارا یا تلخ و ناگوار محکوم گردیده با همان زندگی در انتظار روز رستاخیز عمومی به سر می برد.(بحار ج 2 باب البرزخ)

حال انسان در زندگی برزخی بسیار شبیه است به حال کسی که برای رسیدگی اعمالی که از وی سرزده به یک سازمان قضایی احضار شود و مورد بازجویی و بازپرسی قرار گرفته به تنظیم و تکمیل پرونده اش بپردازند، آنگاه در انتظار محاکمه در بازداشت بسر برد.

روح انسان در برزخ، به صورتی که در دنیا زندگی می کرد، بسر می برد اگر از نیکان است از سعادت و نعمت و جوار پاکان و مقربان درگاه خدا برخوردار می شود و اگر از بدان است در نقمت وعذاب و مصاحبت با شیاطین و پیشوایان ضلال می گذراند . خدای متعال در وصف حال گروهی از اهل سعادت می فرماید :

(آل عمران/آیه169)

یعنی : «البته گمان مبر(ای پیغمبر) کسانی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند بلکه زنده اند و پیش خدای خودشان (در مقام قرب) روزی داده می شوند از آنچه خدا از

فضل خود به ایشان داده شاد هستند و به کسانی از مومنین که به دنبالشان می باشند و هنوز به ایشان نرسیده اند مژده می دهندکه هیچگونه ترس و اندوهی بر ایشان نیست . مژده می دهند با نعمت و فضل(وصف نشدنی) خدا و اینکه خدا مزد و پاداش مومنان را ضایع و تباه نمی کند» .

و در وصف حال گروهی دیگر که در زندگی دنیا از مال و ثروت خود استفاده مشروع نمی کنند، می فرماید : ( سوره مومنون/آیه 99 و 100)

یعنی: «تا آن دم که به یکی از آنان مرگ می رسد می گوید خدایا! مرا (به دنیا) برگردانید شاید در ترکه خود کار نیکی انجام دهم، نه هرگز این سخنی است که او می گوید(به سخنش گوش داده نمی شود) و در پیش شان برزخی است که تا روز رستاخیز ادامه دارد» .

 

روز قیامت- رستاخیز

در میان کتب آسمانی، قرآن کریم تنها کتابی است که از روز «رستاخیز» به تفصیل سخن رانده و در عین اینکه تورات نامی از این روز به میان نیاورده و انجیل جز اشاره مختصری ننموده در قرآن کریم در صدها مورد با نامهای گوناگون، روز رستاخیز را یاد کرده و سرنوشتی را که جهان و جهانیان در این روز دارند، گاهی به اجمال و گاهی به تفصیل بیان نموده است .

و بارها تذکر داده که ایمان به روز جزا(روز رستاخیز) همتراز ایمان به خدا و یکی از اصول سه گانه اسلام است که فاقد (منکر معاد)از آیین اسلام خارج و سرنوشتی جز هلاکت ابدی ندارد.

و حقیقت امر نیز همین است؛ زیرا اگر از جانب خدا حسابی در کار و جزاء و پاداشی در پیش نباشد، دعوت دینی که مجموعه ای از فرمانهای خدا و اوامر و نواهی اوست، کمترین اثری در بر نخواهد داشت و وجود و عدم دستگاه نبوت و تبلیغ در اثر، مساوی خواهد بود، بلکه عدم آن بر وجودش رجحان خواهد داشت؛ زیرا پذیرفتن دین و پیروی از مقررات شرع و آیین، خالی از کلفت و سلب آزادی نیست و در صورتی که متابعت آن اثری در بر نداشته باشد هرگز مردم زیر بار آن نخواهند رفت و از آزادی طبیعی دست بر نخواهند داشت .

و از اینجا روشن می شود که اهمیت تذکر و یادآوری روز رستاخیز، معادل با اهمیت اصل دعوت دینی است.

و هم از اینجا روشن می شود که ایمان به روز جزاء مهمترین عاملی است که انسان را به ملازمت تقوا و اجتناب اخلاق ناپسندیده و گناهان بزرگ وادار می کند چنانکه فراموش ساختن یا ایمان نداشتن به آن، ریشه اصلی هر بزه و گناهی است . خدای متعال در کتاب خود می فرماید.(سوره ص/آیه26)

یعنی : «کسانی که از راه خدا بیرون رفته و گمراه می شوند، برای ایشان عذابی است سخت در مقابل اینکه روز حساب را فراموش کردند».

چنانکه پیداست در آیه کریمه، فراموشی روز حساب منشأ هر گمراهی گرفته شده است. تأمل در آفرینش انسان و جهان و همچنین در غرض و هدف شرایع آسمانی در پیش بودن چنین روزی(روز رستاخیز) را روشن می سازد.

ما وقتی در کارهایی که در آفرینش تحقق می پذیرد، دقیق می شویم می بینیم که هیچ کاری(که به طور ضرورت به نوعی از حرکت نیز مشتمل است) بدون غایت و هدف

ثابت انجام نمی یابد و هرگز خودکار به طور اصالت و استقلال مقصود و مطلوب نیست بلکه پیوسته مقدمه هدف و غایتی است و بپاس آن مطلوب می باشد حتی در کارهایی که به نظر سطحی بی غرض شمرده می شوند مانند افعال طبیعی و بازیهای بچگانه و نظایر آنها اگر به دقت نگاه کنیم غایتها و غرضهایی مناسب نوع کار می یابیم چنانکه در کارهای طبیعی که عموماً از قبیل حرکت می باشد غایتی که حرکت به سوی آن است غایت وغرض آن است و در بازیهای بچگانه مناسب نوع بازی غایتی است خیالی و وهمی که مطلوب از بازی همانان رسیدن بدان است .

البته آفرینش انسان و جهان، کار خداست و خدا منزه است از اینکه کار بیهوده و بی هدف انجام دهد و دائماً بیافریند و روزی دهد و بمیراند و باز بیافریند و روزی دهد و بیمراند و همچنین درست کند و به هم زند بی اینکه از این آفرینش غایت ثابتی را بخواهد و غرض پابرجایی را تعقیب کند .

پس ناچار برای آفرینش جهان و انسان، هدف و غرض ثابتی در کار است و البته سود و فائده آن به خدای بی نیاز نخواهد برگشت و هر چه باشد به سوی آفریده ها عاید خواهد شد، پس باید گفت که جهان و انسان به سوی یک آفرینش ثابت و وجود کاملتری متوجهند که فنا و زوال نپذیرد.

و نیز وقتی که از نظر تربیت دینی در حال مردم دقیق می شویم می بینیم که در اثر راهنمائی خدایی و تربیت دینی، مردم به دو گروه نیکوکاران و بدکاران منقسم می شوند، با این حال در این نشأه زندگی تمیز و امتیازی در کار نیست بلکه بالعکس و علی الاغلب پیشرفت و موفقیت از آن بدکاران و ستمکاران می باشد و نیکوکاری توأم با گرفتاری و بدگذرانی و هرگونه محرومیت و ستمکشی می باشد.

در این صورت، مقتضای عدل الهی آن است که نشأه دیگری وجود داشته باشد که در آن نشأه هر یک از دو دسته نامبرده جزای عمل خود را بیابند و هر کدام مناسب حال خود زندگی کنند . خدای متعال در کتاب خود به این دو حجت اشاره نموده می فرماید : (سوره دخان/آیه38 -39)

یعنی : «ما آسمان و زمین و آنچه را که در میان آنهاست بیهوده نیافریدیم[انها را جز به حق و از روی حکمت و مصلحت خلق نکردیم و لکن اکثر این مردم آگاه نیستند] (این احتمال دور از خرد، گمان کسانی است که به خدا کافر شدند، وای به حال این کافران از آتش که به کفار وعده داده شده! آیا ما کسانی را که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند مانند کسانی قرار خواهیم داد که در زمین افساد می کنند؟ یا پرهیزکاران را مانند اهل فجور قرار خواهیم داد؟)» .

و در جای دیگر که هر دو حجت را در یک آیه جمع نموده، می فرماید (سوره جاثیه/آیه21 و22)

یعنی : آیا کسانی که به جرم و جنایتها پرداخته اند، گمان می برند که ما آنان را مانند کسانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده اند قرار خواهیم داد؟ به طوری که زندگی و مرگشان برابر باشد، بد حکمی است که می کنند! خدا آسمانها و زمین را آفرید به حق(نه بیهوده ) و برای اینکه هر نفس به آنچه با عمل خود کسب کرده جزا داده شود بی اینکه به مردم ستم شود» .

 

بیان دیگر

معارف اسلام در قرآن از راههای گوناگونی بیان شده که این راهها به طور کلی به دو طریق ظاهر و باطن منقسم می شود.

بیان از طریق ظاهر بیانی است که مناسب سطح افکار ساده عامه می باشد به خلاف طریق باطن که اختصاص به خاصه دارد و با روح حیات معنوی درک می شود .

بیانی که از طریق ظاهر سرچشمه می گیرد خدای متعال را فرمانروای علی الاطلاق جهان آفرینش معرفی می کند که سراسر جهان ملک اوست، خداوند جهان فرشتگان بسیار بیرون از شمار آفرید که فرمانبران و مجریان اوامری هستند که به هر سوی جهان صادر

می فرماید و هر بخش از آفرینش و نظام آن ارتباط به گروه خاصی از فرشتگان دارد که موکل آن بخش هستند .

نوع انسان از آفریدگان و بندگان او هستند که باید از اوامر و نواهی او پیروی و فرمانبرداری کنند و پیغمبران حاملان پیامها و آورنده شرایع و قوانین او هستند که به سوی مردم فرستاده و جریان آنها را خواسته است .

خدای متعال از این روی که به ایمان و اطاعت، وعده ثواب و پاداش نیک داده و به کفر و معصیت، وعید عقاب و سزای بد داده و چنانکه فرموده، خلف وعده نخواهد نمود و از این روی که عادل است و مقتضای عدل او این است که در نشأه دیگری دو گروه نیکوکاران و بدکاران را که در این نشأه، موافق خوبی و بدی خود زندگی نمی کنند از هم جدا کرده خوبان را زندگی خوب و گوارا و بدان را زندگی بد و ناگوار عطا نماید .

خدای متعال به مقتضای عدل خود و وعده ای که فرموده گروه انسان را که در این نشأه می باشند بدون استثنا پس از مرگ دوباره زنده می کند و به جزئیات اعتقادات و اعمالشان رسیدگی حقیقی می نماید و میان ایشان بحق قضاوت و داوری می فرماید و در نتیجه حق هر ذیحق را به وی می رساند وداد هر مظلومی را از ظالمش می گیرد و پاداش

عمل هر کس را به خودش می دهد، گروهی به بهشت جاودان و گروهی به دوزخ جاودان محکوم می شوند.

این بیان ظاهری قرآن کریم است و البته راست و درست می باشد ولی از موادی که مولود تفکر اجتماعی انسان است تألیف و تنظیم شده تا فایده اش عمومی تر و شعاع عملش وسیعتر باشد.

کسانی که در ساحت حقایق جای پای و به زبان باطنی قرآن کریم تا اندازه ای آشنایی دارند، از این بیانات مطالبی می فهمند که بسی بالاتر از سطح فهم ساده و همگانی است

و قرآن کریم نیز در خلال بیانات روان خود گاهگاهی به آنچه مقصد باطنی این بیانات است، گوشه ای می زند .

قرآن با اشاره های گوناگون خود، اجمالاً می رساند که جهان آفرینش با همه اجزای خود که یکی از آنها انسان است، با سیر تکوینی خود(که پیوسته رو به کمال است) به سوی خدا در حرکت است و روزی خواهد رسید که به حرکت خود خاتمه داده، در برابر عظمت و کبریای خدایی، انیت و استقلال خود را بکلی از دست می دهد .

انسان نیز که یکی از اجزای جهان و تکامل اختصاصی وی از راه شعور و علم است، شتابان به سوی خدای خود در حرکت می باشد و روزی که حرکت خود را به آخر رسانید حقانیت و یگانگی خدای بیگانه را عیاناً مشاهده خواهد نمود . او خواهد دید که قدرت و ملک و هر صفت کمال در انحصار ذات مقدس خداوندی است و از همین راه حقیقت هر شی ء چنانکه هست بر وی مکشوف خواهد شد.

این نخستین منزل از جهان ابدیت است، اگر انسان به واسطه ایمان و عمل صالح در این جهان ارتباط و اتصال و الفت و انس با خدا و نزدیکان او داشته باشد با سعادتی که هرگز به وصف نمی آید در جوار خدای پاک و صحبت پاکان عالم بالا بسر می برد و اگر

به واسطه دلبستگی و پایبندی به زندگی این جهان و لذایذ گذران و بی پایه آن از عالم بالا بریده و انس و الفتی به خدای پاک و پاکان درگاهش نداشته باشد گرفتار عذابی دردناک و بدبختی ابدی خواهد شد.

درست است که اعمال نیک و بد انسان در این نشأه گذران است و از میان می رود ولی صور اعمال نیک و بد در باطن انسان مستقر می شود و هر جا برود همراه اوست و سرمایه زندگی شیرین یا تلخ آینده او می باشد.

مطالب گذشته را می توان از آیات ذیل استفاده نمود، خدای متعال می فرماید: (علق/آیه8) «برگشت مطالقا به سوی خدای توست» .

و می فرماید: (شوری/آیه53)

یعنی : «آگاه باشید همه امور به سوی خدا بر می گردد»

 

و می فرماید : (سوره انفطار/آیه19) یعنی : « امروز امر یکسره از آن خداست »  (فجر/آیه27- 30 )

یعنی : «ای نفس که اطمینان و آرامش یافته ای (با یاد خدا ) به سوی خدای خود برگرد، در حالی که خشنودی و از تو خشنود شده، پس داخل شو در میان بندگان من و داخل شو در بهشت من »

و در حکایت خطابی که روز قیامت به بعضی از افراد بشر می شود می فرماید: (ق/آیه22)

یعنی : «تو از اینها که مشاهده می کنی درغفلت بوده ای اینک پرده را از پیش چشمت برداشتیم و در نتیجه چشم تو امروز تیزبین است » .

در مورد تأویل قرآن کریم(حقایقی که قرآن کریم از آنها سرچشمه می گیرد) می فرماید : (سوره اعراف/آيه53)

یعنی : «آیا کسانی که قرآن را نمی پذیرند، جز تأویل آن چیزی را منتظرند روزی که تأویلش مشهود می شود، کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده اند خواهند گفت : پیغمبران خدای ما، به حق آمدند پس آیا برای ما نیز شفاعت کنندگانی هستند که برای ما شفاعت کنند یا اینکه برگردانده شویم(به دنیا) و عملی غیر از آن عمل که انجام می دادیم، انجام دهیم؟ اینان نفسهای خود را زیان کردند و افترایی که می بستند گم نمودند».

و می فرماید: (نور/آیه25) یعنی : « در چنین روزی خدا پاداش واقعی ایشان را می دهد و می دانند که خدا واقعیتی آشکار و بی پرده است و بس » .

و می فرماید: (انشقاق/آیه6)

یعنی : «ای انسان تو با رنج به سوی خدای خود در کوشش می باشی پس او را ملاقات خواهی کرد» .

و می فرماید : (سوره عنکبوت/آیه5)

یعنی : «هر که ملاقات خدا را امیدوار باشد موقعی را که خدا برای ملاقات مقرر فرموده خواهد آمد.

همچنین می فرماید (سوره کهف/آیه110) یعنی : « پس هر که به ملاقات خدای خود امیدوار باشد باید عمل صالح(کار سزاوار) بکند و در پرستش خدای خود کسی را شریک ننماید» .

و می فرماید : ÓÉL¨Zy_»  (سوره فجر/آیه27- 30 )

و می فرماید: (سوره نازعات/آیات34- 41)

یعنی : «وقتی که بزرگترین داهیه(روز رستاخیز) رسید روزی که انسان هرگونه تلاش و کوشش خود را به یاد می آورد و آتشی که برای عذاب روشن شده آشکار گردید، (مردم دو گروه می شوند) اما کسی که طغیان نموده و زندگی دنیا را برای خود انتخاب نمود،

آتش نامبرده جایگاه اوست و اما کسی که از مقام خدای خود ترسیده و نفس خود را از هوای دلخواه ناپسند نهی کرد، بهشت جایگاه اوست و بس» .

و در بیان هویت جزای اعمال می فرماید: (تحریم/آیه7) ای کسانی که کافر شدید اعتذار مجوييد،امروز

(روز رستاخیز) جزایی که به شما داده می شود همان خود اعمالی است که انجام می دادید.

استمرار و توالی آفرینش

این جهان آفرینش که مشهود ماست، عمر بی پایان ندارد و روزی خواهد رسید که بساط این جهان و جهانیان برچیده شود چنانکه قرآن همین معنا را تأیید می کند، خدای متعال می فرماید (احقاف/آیه3) «نیافریدم آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست مگر بحق و اجل معین(برای مدت محدود ومعینی که نام برده شده است)» .

و آیا پیش از پیدایش این جهان فعلی و نسل موجود انسانی، جهان دیگری آفریده شده و انسانی بوده است؟ آیا پس از برچیده شدن بساط جهان و جهانیان که قرآن کریم نیز از آن خبر می دهد، جهان دیگری به وجود خواهد آمد و انسانی آفریده خواهد شد، پرسشهایی است که پاسخ صریح آنها را در قرآن کریم نمی توان یافت، جز اشاراتی، ولی در روایاتی که از ائمه اهل بیت نقل شده، به این پرسشها پاسخ مثبت داده شده است.[3](بحار/ چاپ کمپانی ج 14، ص 79)  

 



1- گزیده ای از بیانات حضرت آیت الله فاطمی (دام ظله) در باب معاد

1- از کتاب شیعه در اسلام، علامه فقید سیدمحمدحسین طباطبائی ص 158- 174

1- مطالب بخش معادشناسی از کتاب شیعه در اسلام علامه طباطبائی ص 158- 174

 

{site_page_oprt}

این پرونده را به اشتراک بگزارید :

Facebook Twitter Google Digg Reddit LinkedIn StumbleUpon Email

یادداشت کاربران

درج یک یادداشت :

نام کاربر :
پست الکترونیکی :
وب :
یادداشت :
کد امنیتی :

آمار بازدید

تاریخ : 1397/04/31

امروز : 119

دیروز : 222

بیشترین بازدید : 3118

بازدید کل : 766512

Ipشما : 54.81.254.212

ایران اسلامی